پایگاه گسترش دانش و آگاهی

نادیت-اشعار ولادت حضرت ابوالفضل علیه السلام بخش سوم

admin وحید نجاران
اشعار ولادت حضرت ابوالفضل علیه السلام  بخش سوم

اشعار زیبا بمناسبت تولید حضرت ابالفضل علیه السلام

اشعار زیبا بمناسبت تولید حضرت ابالفضل علیه السلام-بخش سوم

شعر درباره ولادت حضرت ابوالفضل  , شعر میلاد حضرت عباس

شعر درباره ولادت حضرت ابوالفضل 

 

می آید از بهشت خبرها یكی یكی

امشب گشوده شد همه درها یكی یكی

 

وقتی علی دوباره قدم می زند به خاك

مبهوت می شوند نظرها یكی یكی

 

بالا بلندی آمده و پیش قامتش

خم می شوند كوه و كمرها یكی یكی

 

تنها خلیل نیست كه یعقوب هم رسید

قربانیش كنند پسرها یكی یكی

 

یك قوم از جمالش و یك قوم از جلال

دل نَه كه می درند جگرها یكی یكی

 

خورشیدی از قبیله ی هاشم دمیده تا

حیران كُنَد نگاه قمرها یكی یكی

 

نامش حماسه را به غزل بند می زند

اُمّ البنین به فاطمه لبخند می زند

 

ای جامع جمیع نشانیِّ مرتضی

عباس نَه تمام جوانیِّ مرتضی

 

گیسوی توست رشته ی جان امیر عشق

ابروی توست طاق كمانیِّ مرتضی

 

وقت ركوع میرسد از دستهای تو

بر دست ما عقیق یمانیِّ مرتضی

 

با تو گدا میان مدینه نیافتم

ای سفره دار سفره ی خوانیِّ مرتضی

 

وقت نبرد بازوی تو ارث برده است

حال و هوای ضربه ی آنیِّ مرتضی

 

زینب به روی خاك محال است پا نهد

جز با ركاب حضرت ثانیِّ كربلا

 

توحید، رستگاریِ از تو شنفتن است

آموزش نبرد فقط از تو گفتن است

 

باید برای فرش تو شهپر بیاورند

باید برای عرض ادب سر بیاورند

 

باید برای وصف تو از بین واژه ها

هنگام رزم واژه ی حیدر بیاورند

 

خاك زمین تحمل جولان تو نداشت

باید هزار عرصه ی محشر بیاورند

 

باید فقط به خاطر تفریح تیغ تو

هر قدر می شود صف لشگر بیاورند

 

قدری رجز بخوان كه همان اول نبرد

جنگاوران به پای تو خنجر بیاورند

 

باید میان خیل سیاهی لشگرت

صدها سپاه مالك اشتر بیاورند

 

شب را اشاره ی تو به زنجیر می كشد

حتی خدا برای تو تكبیر می كشد

 

ما را دلی ست بس كه خراباتی شماست

از آب و خاك صحن سماواتیِ شماست

 

این اشك چشم را به امیری نمی دهم

این قطره قطره ها همه سوغاتی شماست

 

مردم مرا به چشم غلامیت دیده اند

این ها هم از عنایت ساداتی شماست

 

شاید شبی به كوچه ی ما هم گذر كنی

با سر رسیده ایم كه خیراتی شماست

 

دست مرا به پای غمت بسته علقمه

دستم بگیر حضرت بی دستِ علقمه

 

 

شعر ولادت حضرت ابوالفضل

 

آب آینه اسپند و گل یاس مهیاس

امشب توی ایوون علمدار خبرهاس

دارا و ندار آدم آزاد و گرفتار

بردن دلارو تو حرم حضرت عباس(ع)

مهر عالمین ، حیدر حسین

هدیه کن به ما ، بین الحرمین 

دل دنبال یاریه ، از سینه فراریه ، کارش بیقراریه ،   تنهاس

چند وقته اسیر شده ، سرد و گوشه گیر شده ، از عشق تو پیر شده ،   عباس(ع)

یابن الحیدر

 

هیئت داره میگیره دم حضرت عباس(ع)

راهی شده سمت حرم حضرت عباس(ع)

آزین شده بین الحرمین از گلای یاس

جا داره رو چشما قدم حضرت عباس(ع)

ای ماه منیر ، دست ما بگیر ، مائیم فقیر ، هستی تو امیر

حیدر بوده مست تو ، زد بوسه به دست تو ، باشه ناز شصت تو ،  آقا

ای در کربلا سپر ، حق داره به تو نظر ، دادی دست و داده پر ،   مولا

یابن الحیدر

 

خوشحالی مردم توی شهر این روزا پیداس

یاد تو و عرض ادبت رو لب و دلهاس

هر جا میری می بینی آقا جشن تو برپاس

عطر گل لاله عباسی زینت دلهاس

آرزوی من کف العباسه ،

پام که برسه ، واسه من بسه

آقاجون خوش آمدی ، به نوکر سری زدی ، رسم عشقو بلدی ، مولا جونم مددی ، مولا

خوش قدّی و قامتی ، محشری ، قیامتی ، باشم سر سلامتی ،   آقا

 

شعر درباره ولادت حضرت ابوالفضل  , شعر میلاد حضرت عباس

متن مولودی ولادت حضرت عباس 

 

چارم شعبان شده و/آمده خورشید شرف

نور دل امّ بنین/گل پسر شاه نجف

قبله ی حاجات همه/شور مناجات همه

 مشعر و رُکن و حَجَر و/کعبه و میقات همه

یا ابوفاضل مددی یا ابوفاضل مددی...

 

آمده دلدار حسین/آن گل بی خار حسین

 والهِ رُخسار حسین/یار و علمدار حسین

آنکه بُوَد رتبه ی او/سَروَر خیل سُعَدا

 بوده همیشه ز ادب/نوکرشاه شُهَدا

 یا ابوفاضل مددی یا ابوفاضل مددی...

 

گشته بهشتی دلم از/رایحه ی گلشن تو

سائل درگاه تو ام/دست من و دامن تو

 رهرو ِ وادی ِ ولا/همدم رنجی و بلا

 قسمت ما کن نجف و/علقم و کرببلا

یا ابوفاضل مددی یا ابوفاضل مددی...

 

گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته

شعر اشعار ولادت معصومین اشعار ولادت حضرت ابالفضل اشعار مذهبی دین پژوهی شعر و تصنیف